زمان‌های فعل

زمان‌های فعل

با ویراویراست، سرعت ویراستاری خود را چندین برابر کنید.

زمان‌های فعل:

در این مقاله انواع فعل‌های ماضی، مضارع و آینده را بیان می‌کنیم. برای دانش بیشتر مقاله‌های ساختمان فعل و انواع فعل را نیز مطالعه کنید.

زمان‌های فعل‌های ماضی: ماضی ساده، ماضی نقلی، ماضی استمراری، ماضی نقلی مستمر، ماضی بعید، ماضی ابعد، ماضی التزامی، ماضی مستمر، ماضی مستمر نقلی.

 ماضی ساده (ماضی مطلق، گذشتۀ ساده):

ماضی ساده (جز در سوم شخص مفرد*) از بن ماضی به‌اضافۀ شناسه‌ها درست می‌شود.

*سوم شخص مفرد ماضی ساده، همان بن ماضی است؛ یعنی شناسه ندارد.

اول‌شخص مفرد خورد (بن ماضی) + َـم (شناسه اول‌شخص مفرد) خوردم

دوم‌شخص مفرد خورد (بن ماضی) +‌ ی (شناسه دوم‌شخص مفرد) خوردی

سوم شخص مفرد خورد (بن ماضی) (بدون شناسه) خورد

اول‌شخص جمع خورد (بن ماضی) + یم (شناسه اول‌شخص جمع) خوردیم

دوم‌شخص جمع خورد (بن ماضی) + ید (شناسه دوم‌شخص جمع) خوردید

سوم شخص جمع خورد (بن ماضی) +‌ُ َـند (شناسه سوم شخص جمع) خوردند

مهم‌ترین موارد استفاده از ماضی ساده:

·       بیان وقوع فعل در زمان گذشته (به‌طور مطلق).

به‌طور مطلق، یعنی بی‌توجّه به دوری و نزدیکی زمان، تکرار، استمرار و ملازمت آن به مفهوم‌هایی، چون تردید و آرزو و جز آن‌ها.

به نمونه‌های زیر توجه کنید:

ابن‌سینا در همدان درگذشت. (گذشتۀ دور)

لحظه‌ای پیش او را دیدم. (گذشتۀ بسیار نزدیک)

·       بیان وقوع فعل در حال یا آینده:

به نمونه‌های زیر توجه کنید:

ساعت چهار منتظرت هستم اگر نیامدی من رفتم. (یعنی اگر نیایی، من می‌روم.)

بچه‌ها من رفتم. (در حالی که گویند هنوز نرفته است و می‌خواهد برود.)

·       به‌جای ماضی استمراری در فعل‌های «بودن» و «داشتن»:

به نمونه‌های زیر توجه کنید:

هرروز این درد را داشتم ولی طبیبی نبود که به او مراجعه کنم.

سال‌ها بود که او را ندیده بودم.

·       در ماضی مستمر از مصدر «داشتن» به‌عنوان فعل کمکی:

داشتم می‌رفتم، داشتی می‌رفتی...

·       در ماضی بعید از مصدر «بودن» به‌عنوان فعل کمکی:

رفته بودم، رفته بودی...

ماضی نقلی:

ماضی نقلی از ساخت صفت مفعولی (بن ماضی + ـه/ه ) و فعل‌های کمکی ام، ای، است، ایم، اید، ‌اند ساخته می‌شود:

اول‌شخص مفرد رفت + ه + ‌امرفته‌ام

دوم‌شخص مفرد رفت + ه + ای رفته‌ای

سوم شخص مفرد رفت + ه + است رفته است

اول‌شخص جمع رفت + ه + ‌ایم رفته‌ایم

دوم‌شخص جمع رفت + ه +‌ اید رفته‌اید

سوم شخص جمع رفت + ه + ‌اند رفته‌اند

مهم‌ترین موارد استفاده از ماضی نقلی:

·       در تقابل با ماضی مطلق، فعل‌هایی چون «شنیدن، فهمیدن و فعل‌هایی که معانی قریب به این فعل‌ها دارند» غالباً جایی که گوینده به وقوع فعل اشراف ندارد: ویراستاری متن خود را به ویراستارهای ویراویراست بسپارید.


 

دیدم

فهمیدم

متوجه شدم    که نامه را نوشته و توی پاکت گذاشته است.

شنیدم

 

·       بیان فعلی که در زمان گذشته شروع شده و هنوز ادامه دارد:

همه در راه مانده‌اند.

مسافران در راه توقف کرده‌اند.

همه در سر جای خود نشسته‌اند.

بچه خوابیده است.

این‌گونه فعل‌ها را ماضی قریب نیز گفته‌اند.

·       بیان فعلی که در گذشته اتفاق افتاده و اثر یا نتیجۀ آن تا حال باقی است:

سعید به کتابخانه رفته (و هنوز آنجاست).

·       بیان فعلی که واقع نشده (ساخت منفی) ولی انتظار یا احتمال واقع شدنش می‌رود:

سعید به مسافرت رفته و هنوز برنگشته است.

·       به‌جای ماضی التزامی:

احتمالاً سعید به خانه رفته است. (یعنی رفته باشد.)

·       در ماضی ملموس (مستمر) نقلی، از مصدر «داشتن» به‌عنوان فعل کمکی:

داشته می‌رفته است...

·       در ماضی ابعد از مصدر «بودن» به‌عنوان فعل کمکی:

رفته بوده‌ام...

ماضی استمراری:

 ساختمان ماضی استمراری همان ساختمان ماضی ساده است که به آن جزء پیشین «می» افزوده می‌شود.

 می + خوردم می‌خوردم

می + خوردی می‌خوردی

می + خورد می‌خورد

می + خوردیم می‌خوردیم

می + خوردید می‌خوردید

می + خوردند می‌خوردند

مهم‌ترین موارد استفاده از ماضی استمراری:

·       بیان فعلی که در زمان گذشته استمرار و ادامه داشته است:

آب بعد از آنکه به این حوض‌ها می‌رسید از آنجا جاری شده بیرون می‌رفت.

·       بیان فعلی که در زمان گذشته چند بار تکرار شده است:

در این مدت خودم برای خودم امضا می‌کردم و می‌رفتم حقوقم را می‌گرفتم.

·       بیان عادت در گذشته:

پدرم سال‌ها سیگار می‌کشید.

·       بیان فعلی که در زمان وقوع آن، فعل دیگری نیز واقع شده باشد:

سعید ناهار می‌خورد که من وارد شدم.

·       به‌جای مضارع التزامی:

کاش دوباره می‌آمد و دیدۀ ما را با جمال خود روشن می‌کرد.

·       به‌جای فعل التزامی همراه با بیان آرزو یا شرط و جزای شرط و جز آن‌ها. در این صورت ماضی دیگری پیش از آن آمده می‌شود:

دیروز به دیدار علی رفتم، کاش سعید هم می‌آمد.

ماضی نقلی مستمر:

این ساخت همان ماضی نقلی است که در آغاز آن جزء پیشین «می» می‌آید:

می + خورده‌ام می‌خورده‌ام

می + خورده‌ای می‌خورده‌ای

می + خورده است می‌خورده است

می + خورده‌ایم می‌خورده‌ایم

می + خورده‌اید می‌خورده‌اید

می + خورده‌اند می‌خورده‌اند

موارد استفاده از  ماضی نقلی مستمر:

       ماضی نقلی مستمر در جایی به کار می‌رود که کاربردهای ماضی نقلی و ماضی استمراری موردنظر باشد.

حکما و فیلسوفان قدیم مردمان مملکت را به چهار طبقه تقسیم می‌کرده‌اند. اگر در جستجوی نرم‌افزار ویراستاری هستید، به بخش ویراستاریِ سامانۀ هوشمند ویراویراست بروید.

 

ماضی بعید (دور):

 

ماضی بعید از ساخت صفت مفعولی (بن ماضی + ـه/ه) و ماضی سادۀ «بودن» ساخته می‌شود: خورد + ه + بودم خورده بودم  

خورد + ه + بودی خورده بودی

خورد + ه + بود خورده بود

خورد + ه + بودیم خورده بودیم

خورد + ه + بودید خورده بودید

خورد + ه + بودند خورده بودند

مهم‌ترین موارد استفاده از ماضی بعید:

       بیان فعلی که در گذشتۀ دور اتفاق افتاده است:

سال‌ها پیش پیرمردی به این روستا آمده بود.

       بیان فعلی که پیش‌تر از فعل دیگری اتفاق افتاده باشد.

فعلی را که پیش‌تر روی‌داده با ماضی بعید و فعلی را که بعدازآن روی‌داده با ماضی ساده، ماضی استمراری، ماضی التزامی یا مضارع بیان می‌کنند.

ماضی بعید ممکن است پیش از فعل دیگر یا پس از آن در جمله بیاید:

سیمین کارش را تمام کرده بود که سعید آمد.

وقتی‌که سعید آمد سیمین کارش را تمام کرده بود.

ماضی ابعد (دورتر):

ماضی ابعد از صفت مفعولی (بن ماضی + ـه/ه) و ماضی نقلی «بودن» ساخته می‌شود، ماضی نقلی را نیز، چنان‌که در پیش گفتیم از صفت مفعولی به اضافۀ زمان حال «استیدن» می‌سازند؛ ازاین‌رو ماضی ابعد از پنج جزء ساخته می‌شود:

(خورد + ه)+ (بود + ه) +‌ ام خورده بوده‌ام  

(خورد + ه)+ (بود + ه) + ای خورده بوده‌ای

(خورد + ه)+ (بود + ه) + است خورده بوده است

(خورد + ه)+ (بود + ه) + ‌ایم خورده بوده‌ایم

(خورد + ه)+ (بود + ه) + ‌اید خورده بوده‌اید

(خورد + ه)+ (بود + ه) + ‌اند خورده بوده‌اند

مهم‌ترین موارد استفاده از ماضی ابعد:

       ماضی ابعاد برای بیان وقوع فعلی که در گذشتۀ دورتر اتفاق افتاده است به کار می‌رود و آن غالباً مقدم بر فعلی دیگر واقع می‌شود. فعل یا فعل‌هایی که بعدازآن رخ می‌دهد معمولاً با ماضی نقلی یا ماضی نقلی مستمر بیان می‌شود:

در کشتی زوجۀ استاد ناخوش شده بوده و حاجی حتّی‌المقدور به معالجۀ او می‌پرداخته است.
ابتدا ناخوش‌بودن اتفاق افتاده و سپس معالجه کردن.
 ماضی التزامی:
ماضی التزامی از صفت مفعولی (بن ماضی + ـه/ه) و مضارع ساده «باشیدن» ساخته می‌شود:
(خورد + ه) + باشم خورده باشم
(خورد + ه) + باشی خورده باشی
(خورد + ه) + باشد خورده باشد
(خورد + ه) + باشیم خورده باشیم
(خورد + ه) + باشید خورده باشید
(خورد + ه) + باشند خورده باشند

مهم‌ترین موارد استفاده از ماضی التزامی:
       بیان وقوع فعل در گذشته، همراه با شک و تردید:
درست نمی‌دانم شاید تا حال رفته باشند.
       بیان وقوع فعل در گذشته، همراه با آرزو و تمنا:
اِی کاش تا حالا آمده باشد.
·       بیان فعل همراه با شرط:
اگر کسی نتوانسته باشد برای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند سودمند باشد نخواهد توانست برای شخص خود نیز سودمند باشد.
       بیان فعل همراه با تشبیه:
درست مثل‌اینکه سر کلاف را به‌دستم داده باشد، پرسیدم چند؟
       بیان فعل بعد از ادات استثنا:
من چیزی به او نگفته‌ام مگر اینکه شما گفته باشید.
       بیان فعل در مقام لزوم یا صواب:
گوینده باید طبعی توانا داشته باشد تا بتواند...
ماضی مستمر (ملموس):
ماضی مستمر همان ماضی استمراری است که با ماضی سادۀ «داشتن» ساخته می‌شود. برخلاف ماضی نقلی، بعید، التزامی و جز آن‌ها فعل کمکی در ماضی ملموس پیش از فعل اصلی می‌آید و هر دو فعل، یعنی هم فعل کمکی و هم فعل اصلی صرف می‌شوند:
 
شخص
ماضی سادۀ
«داشتن»
ماضی استمراری
«فعل اصلی»
ماضی مستمر
اول‌شخص مفرد
دوم‌شخص مفرد
سوم شخص مفرد
اول‌شخص جمع
دوم‌شخص جمع
سوم شخص جمع
داشتم
داشتی
داشت
داشتیم
داشتید
داشتند
می‌خوردم
می‌خوردی
می‌خورد
می‌خوردیم
می‌خوردید
می‌خوردند
داشتم می‌خوردم
داشتی می‌خوردی
داشت می‌خورد
داشتیم می‌خوردیم
داشتید می‌خوردید
داشتند می‌خوردند
 
موارد استفاده از ماضی مستمر (ماضی ملموس):
       ماضی مستمر یا ملموس فعل را در شُرُف اتفاق افتادن یا در حال اتفاق افتادن در زمان گذشته نشان می‌دهد. به‌طوری که در حال اتفاق افتادن آن کاری دیگر نیز اتفاق بیفتد.
داشتم ناهار می‌خوردم که علی وارد شد.
ماضی مستمر نقلی:
ماضی مستمر نقلی از ماضی نقلی «داشتن» و ماضی نقلی فعل اصلی ساخته می‌شود. این ساخت فعل را در شرف اتفاق افتادن یا در حال اتفاق افتادن به طریقۀ نقلی بیان می‌کند.
عصر مثل هرروز از مدرسه درآمده و با یک نفر دیگر از معلم‌ها داشته می‌رفته که ماشین زیرش می‌گیرد.

 

مضارع:

مضارع فعلی است که معمولاً بر زمان حال یا آینده دلالت کند. مضارع در زبان فارسی سه گونه است: مضارع اخباری، مضارع التزامی، مضارع مستمر (ملموس)

مضارع اخباری:

 مضارع اخباری از بن مضارع و شناسه با جز پیشین «می» ساخته می‌شود:
می + خورم می‌خورم
می + خوری می‌خوری
می + خورد می‌خورد
می + خوریم می‌خوریم
می + خورید می‌خورید
می‌خورند می‌خورند
مهم‌ترین موارد استفاده از مضارع اخباری:
       بیان وقوع فعل در زمان حال:
 کجا می‌روی؟ به کتابخانه می‌روم. چه‌کار می‌کنی؟ ظرف می‌شویم.
       بیان افعالی که پیوسته در حال رخ‌دادن هستند (گذشته، حال، آینده) مانند افعال طبیعی:
شب‌ها از پس از روزها و روزها از پس شب‌ها می‌آیند.
گیاهان می‌رویند.
       بیان افعالی که عادت و تکرار را می‌رسانند:
هرروز به کتابخانه سری می‌زنم.
هرروز با اتوبوس به خانه برمی‌گردم.
       بیان شرط و جزای شرط: برای بیان شرط و جزای شرط در زمان حال چهار نوع کاربرد وجود دارد:
الف) شرط و جزای شرط هر دو با مضارع اخباری بیان می‌شود:
اگر می‌آیی من هم می‌آیم.
(ب) شرط با مضارع اخباری جزا با مضارع التزامی:
اگر می‌آیی من هم بیایم.
(پ) شرط با مضارع التزامی جزا با مضارع اخباری:
اگر بیایی من هم می‌آیم.
(ت) شرط با ماضی ساده و جزا با مضارع اخباری:
اگر شما به وعده‌تان عمل کردید، من هم عمل می‌کنم.
       بیان وقوع فعل در زمان آینده:
سه ماه دیگر دوباره به مدرسه برمی‌گردیم.
       در نقل داستان یا خبر به‌جای ماضی:
کنگرۀ ملی هندوستان، اختیار مطلق به او می‌دهد.
       برای شروع نقل‏‌قول:
می‌گویند روزی....
مضارع التزامی:
مضارع التزامی از بن مضارع و شناسه با جزء پیشین «ب» ساخته می‌شود:
ب + خورم بخورم
ب + خوری بخوری
ب + خورد بخورد
ب + خوریم بخوریم
ب + خورید بخورید
ب + خورند بخورند
مهم‌ترین موارد استفاده از مضارع التزامی:
       بیان وقوع فعل همراه با شک‌وتردید:
شاید امروز سعید به خانۀ ما بیاید.
       بیان وقوع فعل همراه با آرزو و تمنا:
کاش امروز سعید به خانۀ ما بیاید.
       در شرط:
اگر تو بیایی من هم می‌آیم.
       در جزای شرط:
اگر تو می‌آیی من هم بیایم.
       بعد از فعل‌ها و کلمه‌هایی که بر لزوم یا اراده یا توان و تمکن دلالت می‌کنند:
باید برویم.
 نمی‌توانم بروم.
 می‌خواهم بروم.
گاهی فعل مضارع بدون پیش‌جزء‌های «می» و «ب» می‌آید: «گویند» به‌جای «می‌گویند»
در این صورت آن را مضارع ساده می‌نامند:
مضارع ساده از بن مضارع و شناسۀ آن ساخته می‌شود:
 خور + م خورم
خور +‌ ی خوری
خور + د خورد
خور + یم خوریم
خور + ید خورید
خور +‌ َـند خورند
 مضارع مستمر (مضارع ملموس):
 مضارع مستمر (مضارع ملموس) از مضارع اخباری به‌اضافۀ مضارع سادۀ فعل «داشتن» ساخته می‌شود:
دارم + می‌خورم دارم می‌خورم
داری + می‌خوری ←  داری می‌خوری
دارد + می‌خورد  دارد می‌خورد
داریم + می‌خوریم  داریم می‌خوریم
دارید + می‌خورید  دارید می‌خورید
دارند + می‌خورند  دارند می‌خورند
چنانکه ملاحظه می‌شود در مضارع مستمر نیز مانند ماضی مستمر هم فعل کمکی و هم فعل اصلی هردو صرف می‌شوند و نیز ساخت منفی آن در زبان به کار نمی‌رود.
موارد استفاده از مضارع مستمر:
       مضارع مستمر (ملموس) وقتی به کار می‌رود که نویسنده یا گوینده بخواهد فعلی را که در شرف وقوع یا در حال وقوع است بیان کند:
دارم می‌روم. دارم نامه می‌نویسم.
       مضارع مستمر تداوم عمل را نیز در زمان حال می‌رساند.
سال هاست که دارم روی این کتاب کار می‌کنم.
 آینده (مستقل):
مستقبل از بن ماضی فعل اصلی با مضارع سادۀ فعل «خواستن» ساخته می‌شود و فعل کمکی در آغاز ساخت قرار می‌گیرد.
خواهم + خورد خواهم خورد
خواهی + خود خواهی خود
خواهد + خورد خواهد خورد
خواهیم + خورد خواهیم خورد
خواهید + خورد خواهید خورد
خواهند + خورد خواهند خورد
 مهم‌ترین موارد استفاده از آینده:
       برای بیان وقوع فعل در زمان آینده:
جمعۀ آینده به باغ خواهیم رفت.
       در جمله‌های پیرو برای بیان جزای شرط:
اگر شما فردا به دانشگاه بروید من هم خواهم رفت
تجربۀ ویراستاری آنلاین با ویراویراست را از دست ندهید.

برای ثبت سفارش ویراستاری با شمارۀ 09020025029 تماس بگیرید.

 

✍️ به کوششِ فاطمه لک‌زاده.
📚 کتابنامه:
📖 انوری، حسن و احمدی‌گیوی، حسن، 1397، دستور زبان فارسی، ج2، تهران: فاطمی.

 

نظرات

نظر شما در مورد این مطلب چیست؟