پیشینۀ زبان فارسی

پیشینۀ زبان فارسی

در این مقاله به بررسی پیشینۀ زبان فارسی در گذر زمان خواهیم پرداخت:

هندواروپایی

زبان فارسی از خانوادۀ زبان‌های هندواروپایی است که از حدود هزارۀ اول ق. م. مسیح در بخش بزرگی از اروپا و جنوب غربی آسیا رواج داشته و از نیمۀ دوم قرن پانزدهم میلادی در آمریکا، آفریقا و اقیانوسیه نیز رایج شد. خانوادۀ زبان‌های هندواروپایی شامل گروه‌های زبانی آناتولیایی، هندوایرانی، یونانی، ایتالیایی، ژرمنی، ارمنی، تَخاری، بالتی و اسلاوی، سلتی[1] و آلبانیایی است. در ادامه، دربارۀ هریک زبان‌های گفته‌شده، توضیح کوتاهی می‌دهیم. اگر به ویراستاری علاقه دارید، حتماً به ویراستار آنلاین ویراویراست سر بزنید.

آناتولیایی

این گروه از زبان که امروزه دیگر رایج نیست، در هزاره‌های اول و دوم ق. م. در ترکیۀ آسیایی امروز و شمال سوریه به کار می‌رفته است. مهم‌ترین شاخۀ زبان آناتولیایی، حتّی[2] است که زبان رسمی امپراتوری حتّی بوده است. قدیمی‌ترین اثر مکتوب این زبان مربوط به قرن هفدهم ق. م. و جدیدترین آن مربوط به قرن سیزدهم ق. م. است.

هندوایرانی

زبان هندوایرانی شامل دو گروه هندی و ایرانی است:

 شاخۀ هندی، قبل از هزارۀ اول ق. م. مسیح تاکنون، در شمال و بخش مرکزی هند و پاکستان رایج بوده است. قدیمی‌ترین اثر شاخۀ هندی، سنسکریت و ودایی[3] است که «ریگ ودا» تقریباً از حدود هزارۀ اول ق. م. مسیح به این زبان نوشته شده است. هندوستانی، اُردو، بنگالی، سینهالی (رایج در سیلان) و رمانی[4] از زبان‌های امروزی هندی است.  

شاخۀ ایرانی در هزارۀ اول ق. م. مسیح در ایران و افغانستان و شمال در منطقۀ میان مجارستان و ترکستان چین رایج بوده است. قدیمی‌ترین گونه‌های شاخۀ ایرانی که از آن‌ها آثار مکتوب وجود دارد، «اوستایی» و «فارسی باستان» است. زبان اوستایی، زبان کتاب مقدس زردشتیان «اوستا» و زبان فارسی باستان، زبان رسمی سلسلۀ هخامنشیان است که سنگ‌نبشته‌های پادشاهان هخامنشی به همین زبان نوشته شده است. زبان‌های امروزی همچون فارسی، پشتو، کردی، آسی و بلوچی، همه از شاخۀ ایرانی منشعب شده‌اند.

یونانی

یونانی برخلاف داشتن گویش‌های مختلف در طول تاریخ، تنها یک زبان بوده است. این زبان حداقل از 1600 ق. م. در یونان رواج داشته است. کتاب‌های «ایلیاد» و «اودیسه» هومر متعلق به قرن هشتم ق. م. هستند که یکی از آثار قدیمی به زبان یونانی محسوب می‌شوند.

ایتالیایی

مهم‌ترین زبان گروه ایتالیایی، لاتینی است که زبان شهر رُم بوده و مادر زبان‌های ایتالیایی، رومانیایی، اسپانیایی، پرتغالی و فرانسوی است.

ژرمنی

در میانۀ هزارۀ اول ق. م.، قبیله‌های ژرمنی در شمال آلمان و جنوب اسکاندیناوی زندگی می‌کردند و از قرن دوم میلادی به‌بعد به مناطق دیگری که امروزه ساکن هستند، مهاجرت کردند. مهم‌ترین زبان گروه ژرمنی، گوتی است. زبان‌های انگلیسی، آلمانی، هلندی، دانمارکی، سوئدی، نروژی و ایسلندی از گروه ژرمنی هستند.

ارمنی

این زبان در قرن ششم ق. م.، در شرق ترکیه و ارمنستان رواج داشته است؛ اما قدیمی‌ترین اثر مکتوبی که از آن وجود دارد، متعلق به قرن پنجم میلادی است.

تخاری

این زبان امروزه رایج نیست؛ اما در هزارۀ اول ق. م. در تخارستان، میان بلخ و بدخشان رایج بوده است.

سلتی

زبان سلتی چند قرن ق. م. مسیح در منطقۀ وسیعی از اروپا، اسپانیا و بریتانیا تا بالکان و حتی در آسیای کوچک رواج داشته است.

بالتی و اسلاوی

در آغاز دورۀ مسیحیت قبیله‌های بالتی و اسلاوی بخش بزرگی از اروپای شرقی را اشغال کردند. منطقه‌ای که این قبیله‌ها اشغال کرده بودند، در شرقِ سکونت قبیله‌های ژرمنی و شمالِ مسکن قبیله‌های ایرانی واقع بود.بخش اسلاوی، منطقه‌ای کوچک بود و جنوب لهستان امروزی را در بر می‌گرفت. از قرن پنجم میلادی، اسلاوها منطقۀ خود را از جهت‌های مختلف گسترش دادند. امروزه زبان اسلاوی در بخش وسیعی از اروپای شرقی رایج است؛ اما زبان‌های بالتی فقط در لتونی و لیتوانی رواج دارد.

آلبانیایی

این زبان متعلق به آلبانی است و قدیمی‌ترین اثر مکتوب آن مربوط به قرن پانزدهم میلادی است.

تا قرن هجدهم میلادی کسی از وجود زبانی به نام زبان هندواروپایی اطلاعی نداشت. در سال 1786 سرویلیام جونز[5]، قاضی و خاورشناس انگلیسی (دوستدار ادبیات فارسی و ملقب به «جونز ایرانی») در سخنرانی‌ای که با عنوان رئیس انجمن آسیایی بنگاله داشت، زبان‌های سنسکریت، یونانی و لاتینی را از یک منشأ دانست؛ منشائی که شاید اکنون وجود نداشته باشد. همچنین او اذعان داشت، ممکن است که زبان‌های ژرمنی، سلتی و فارسی به همان منشائی که سنسکریت از آن منشعب شده است، متعلق باشند.

در سال‌های بعد نظریه‌های مختلفی مبنی‌بر اینکه زبان‌های لاتینی، فارسی، ژرمنی، یونانی، اسلاوی، بالتی و حتی تخاری و حتّی از یک منشأ هستند، منتشر شد. افرادی چون فرانتس بوپ[6]، راسموس راسک[7]، یاکوب گریم[8]، امیل زیگ[9] و ویلهلم زیگلینگ[10]، یورگن الکساندر کنودتسن[11] و ... .
در میان سال‌های 1897 و 1916 کارل بروگمان[12] کتاب اساس دستور مقایسه‌ای زبان‌های هندواروپایی[13] را بر اساس اطلاعاتی که در قرن نوزده میلادی گرد آمده بود، تألیف کرد و با این کار اساسی محکم برای زبان‌شناسی هندواروپایی بنیان نهاد.گفتنی است که اصطلاح «هندواروپایی» را فرانتس بوپ وضع کرد؛ اما زبان‌شناسان آلمانی «هندی و ژرمنی» را به کار می‌برند. آن‌ها معتقدند که یک‌سوی منشأ این زبان‌ها هندوستان و سوی دیگر آن ایسلند است و از آنجایی که ایسلندی، ژرمنی محسوب می‌شود؛ زمانی که با هندی آغاز می‌کنیم، باید آن را با ژرمنی به پایان برسانیم. اگر در جستجوی نرم‌افزار ویراستاری هستید، به بخش ویراستاریِ سامانۀ هوشمند ویراویراست بروید.
در اوایل قرن بیستم میلادی زبان‌شناسان انگلیسی، اصطلاح «زبان‌های آریایی» را به جای «زبان‌های هندی و اروپایی» به کار می‌بردند؛ اما چون که تنها ایرانیان و هندوان خود را آریایی نامیده‌اند، اصطلاح «آریایی» برای هندی و اروپایی متروک شد و «آریایی» برای زبان‌های ایرانی و هندی جایگزین شد.

پس از بحث دربارۀ زبان‌های هندواروپایی وقت آن است که کمی دربارۀ این اقوام نیز توضیح بدهیم:

اقوام هندواروپایی:

قوم هندواروپایی ظاهراً در هزارۀ پنجم ق. م. مسیح، در منطقه‌ای میان جنوب روسیه در شرقِ رود دنیپر و شمال قفقاز و غرب اورال زندگی می‌کردند. این قوم حدود 4000 تا 3500 سال ق. م.، به‌طرف غرب حرکت کردند و حدود 3500 تا 3000 سال ق. م. منطقۀ وسیعی را از مرکز اروپای شرقی تا شمال ایران در اختیار داشتند. از این زمان است که تجزیۀ زبان هندواروپایی به زبان‌های مختلف شروع می‌شود.

ایران باستان

پیش از پرداختن به زبان‌های ایران باستان شرحی مختصر از تاریخ باستانی را مرور خواهیم کرد:

در هزارۀ دوم ق. م. گویشورانی به زبان‌های هندواروپایی در غرب ایران ظاهر و ناپدید شدند. در اوایل هزارۀ اول ق. م. مادها و پارس‌های ایرانی در غرب ایران حضور داشتند. به‌تدریج پارس‌ها در سرزمینی که پس از ورود آن‌ها به آنجا «پارس» نامیده شد، سکونت گزیدند. در همان زمان گروهی دیگر از ایرانیان در شرق ایران مستقر شدند. در اواخر قرن هشتم ق. م. دولت ماد در همدان تأسیس شد؛ماد تابع دولت قدرتمند همان زمان، یعنی دولت آشور بود. اوایل قرن هفتم ق. م. فردی به نام «هخامنش» در شهر «پارسوماش» که در نزدیکی شوش واقع شده بود، دولت هخامنشی را تشکیل داد؛ این دولت نیز تابع دولت ماد بود. در سال 612 ق. م. دولت ماد به‌صورت رسمی تأسیس شد؛ با وجود این در سال 550 ق. م. دولت ماد توسط کوروش منقرض شد و دولت هخامنشی تأسیس شد. پس از کوروش و پسرش کمبوجیه، داریوش کبیر بر امپراتوری هخامنشی فرمانروایی کرد. در آن زمان امپراتوری هخامنشی بر منطقۀ وسیعی از جهان قدیم فرمان می‌راند که از طرف غرب به حبشه، مصر و لیبی و از شرق سند را در بر می‌گرفت و از طرف شمال به دریای اورال و کوه‌های قفقاز و از طرف جنوب به خلیج‌فارس و دریای عمان محدود می‌شد.

زبان رسمی این منطقۀ وسیع، آرامی بود که با خط الفبایی نوشته می‌شد. با وجود اینکه هخامنشیان از زبان خود، یعنی فارسی باستان استفاده می‌کردند، زبان‌هایی مانند اکدی، عیلامی و یونانی نیز به کار می‌بردند.
زبان‌های ایرانی باستان
از سال 1000تا 700 ق. م. دورۀ رواج ایرانی باستان است. ایرانی باستان در طول قرن هفتم ق. م. هم زمان با استقرار ایرانیان در بخش‌های مختلف ایران به‌صورت‌های مختلفی تحول پیدا کرد. از ایرانی باستان، تا آنجایی که اسناد و مدارک ثابت می‌کنند، چهار زبان منشعب شده است:
1.سکایی       2. مادی      3. فارسی باستان      4. اوستایی
این احتمال وجود دارد که زبان‌های دیگری نیز از ایرانی باستان منشعب شده‌اند؛ اما از آن‌ها چیزی باقی نمانده است. این ادعا از آنجا ثابت می‌شود که در گروه زبان‌های ایرانی میانه، زبان‌هایی مانند سغدی و در دورۀ زبان‌های ایرانی نو، زبانی مانند بلوچی وجود دارد که هیچ‌یک از آن‌ها را ازنظر ویژگی‌های زبان‌شناسی نمی‌توان متعلق به چهار گروه نامبرده در بالا (سکایی، مادی، فارسی باستان و اوستایی) دانست؛ بنابراین به‌احتمال زیاد، زبان سغدی باستانی نیز وجود داشته که در دورۀ میانۀ از زبان سغدی منشعب شده است.
اکنون به بررسی شاخه‌های بازماندۀ ایرانی باستان می‌پردازیم:

زبان سکایی

قوم سکا از هزارۀ اول ق. م. تا هزارۀ اولِ بعد از میلاد، منطقۀ وسیعی را از کناره‌های دریای سیاه تا مرزهای چین اشغال کرده بودند. از زبان سکایی به‌جز تعدادی لغت خاص در کتاب‌های یونانی و لاتینی، از زبان سکاهای مغرب که در کناره‌های دریای سیاه زندگی می‌کرده‌اند، چیزی باقی نمانده است. از زبان سکاهای آسیای میانه نیز تعدادی لغت به صورت اسم خاص در نوشته‌های هندی و یونانی و لاتینی بر جای مانده است؛ برای نمونه به چند واژه از اقوام سکایی مغرب که در نوشته‌های یونانی و لاتینی بر جای مانده است، اشاره می‌کنیم:

aspa «اسب»، ātar «آتش»، arvant «سریع»، gauša «گوش» و ... .

زبان مادی
از زبان مادی که زبان اقوام ماد محسوب می‌شده نوشته‌ای بر جای نمانده جز تعدادی لغت که در نوشته‌های فارسی باستان و یونانی باقی‌مانده است؛ برای نمونه:
wazarka «بزرگ»، miϑra «مهر»، asan «سنگ» و ... .
زبان فارسی باستان
زبان فارسی باستان، زبان اقوام پارس محسوب می‌شده و قدیمی‌ترین و مهم‌ترین اثر مکتوب به زبان فارسی باستان «کتیبۀ داریوش کبیر» بر کوه بیستون است. این کتیبه به سه زبان فارسی باستان، عیلامی و بابلی حک شده است؛ برای نمونه:
Nāman «نام»، dahyu- «سرزمین»، brātar «برادر»، pārsa «پارس» و ... .
زبان اوستایی
تنها اثر مکتوبی که از زبان اوستایی در دست است «اوستا» کتاب دینی زردشتیان است. زبان اوستایی ازنظر ویژگی‌های زبان‌شناسی شامل دو گویش است: گویشی که قدیمی‌تر است و در گاهان به کار رفته و به گویش «گاهانی» معروف است و گویشی دیگر که سایر بخش‌های اوستا را شامل می‌شود و گویش «جدید یا متأخر» نامیده می‌شود. «گاهان» بخشی از اوستا است که سرودۀ خود «زردشت» به حساب می‌آید. دانستنی است که اوستای موجود حدود یک‌سوّم اوستای دورۀ ساسانی است؛ زیرا بر اساس کتاب «دینکرد» هشتم و نهم، اوستا بیست‌و‌یک نسک (کتاب) داشته است.
چند واژۀ اوستایی:
Gaēϑā «گیتی»، tanū «تن»،  zrayah- «دریا»، urvan- «روان» و ... .
پس از بحث دربارۀ پیشینۀ زبان ایرانی، می‌توان دوره‌های زبان ایرانی را به‌صورت زیر بیان کرد:

دوره‌های زمانی زبان‌های ایرانی

زبان‌های ایرانی را مانند زبان‌های هندوآریایی و دیگر زبان‌های هندواروپایی، با توجه به معیارهای اولیۀ برون زبانی، به‌صورت قراردادی به سه دوره تقسیم کرده‌اند که عبارت است از: «ایرانی باستان»، «ایرانی میانه» و  «ایرانی نو» که حدومرز میان آن‌ها قرن چهارم و سوم ق. م. و هشتم و نهم میلادی است (به عبارتی دیگر در دوران دگرگونی‌های بنیادی سیاسی پس از فروپاشی امپراتوری هخامنشی و ساسانی).

  • زبان‌های ایرانی باستان (از آغاز نگارش تا قرن‌های چهارم و سوم ق. م.): در متون اوستایی و کتیبه‌های فارسی باستان به خط میخی ثبت شده‌اند.​

  • زبان‌های ایرانی میانه (از قرن‌های چهارم و سوم ق. م. تا هشتم و نهم میلادی و اندکی پس از آن): در غرب، شواهدی به زبان پارتی و فارسی میانه و در شرق، سغدی و خوارزمی و سکایی و تا حدودی بلخی است.

  • زبان‌های ایرانی نو (از قرن‌های هشتم و نهم میلادی تاکنون): آن گروه از زبان‌های ایرانی که به‌صورت گسترده‌ای امروزه در ایران، افغانستان، پاکستان، در جمهوری‌های آسیای مرکزی یا در دیگر سرزمین‌های شرقی کاربرد دارد و یا همچون فارسی نو، از طریق آثار مکتوب مربوط به پس از فتح اعراب که گسترش اسلام و کاربرد خط عربی را به دنبال داشت، شناخته می‌شود.

ادامۀ بحث را در مقالۀ ساختار زبان ایرانی باستان بخوانید.

تجربۀ ویراستاری آنلاین با ویراویراست را از دست ندهید.

برای ثبت سفارش ویراستاری با شمارۀ 09020025029 تماس بگیرید.

اگر در جستجوی نرم‌افزار ویراستاری هستید، به بخش ویراستاریِ سامانۀ هوشمند ویراویراست بروید.

✍️ به کوشش شیما صدیقی
کتابنامه:
📖 ابوالقاسمی، محسن، 1384، تاریخ زبان فارسی، تهران: سمت.
📖 اشمیت، رودیگر، راهنمای زبان‌های ایرانی، ترجمۀ حسن رضایی باغ‌بیدی ، ج1، تهران: ققنوس، 1382.

 


[1] Celtic

[2] Hittite

[3] Vedic

[4] Romany

[5] Sir William Jones

[6] franz Bopp

[7] Rasmus Rusk

[8] Jacob Ludwig Carl Grimm

[9] Emil Sieg

[10] Wilhelm Siegling

[11] Jørgen Alexander Knudtzon

[12] Karl Brugmann

[13] Grundriß der vergleichenden Grammatik der indogermanischen Sprachen

 

نظرات

نظر شما در مورد این مطلب چیست؟