غلط‌های رایج زبانی بخش چهارم

غلط‌های رایج زبانی بخش چهارم
درخواست خود را برگزینید و شماره‌تلفن همراهتان را بنویسید تا با شما تماس بگیریم.

غلط‌های رایج زبانی بخش چهارم

در مقالۀ غلط‌های رایج زبانی بخش سوم، به انواع خطاهای نوعی ازجمله کاربرد فعل، کاربرد حرف اضافه، تعبیرهای نامناسب، ابهام، تعقید و ضعف تألیف پرداخته شد. این مقاله، ادامۀ همان مطلب است؛ بنابراین ابتدا مقالۀ گفته‌شده را بخوانید.

5. تکلف، درازگویی، حشو و تکرار

زبان یک متن هرچه از حشو و تکرار پیراسته‌تر و از تکلف دورتر باشد، راحت‌تر درک می‌شود. دادن شاخ‌وبرگ اضافه و پیرایه بستن به سخن با درج عبارت‌های خالی از بار معنایی لازم، کلام را پوک می‌سازد. ازدحام عنصرهای حشو و مترادف نیز موجب انحراف و انصراف ذهن خواننده از منظور اصلی گوینده می‌شود. تکلف و درازگویی در زبان نمودهای گوناگونی پیدا می‌کند که شواهد آن‌ها را در زیر ذکر می‌کنیم:

تکرار سازه به جای آوردن ضمیر

mailنمونه‌ها:
* داستان ایوب پیامبر مربوط به مصیبت‌های زندگی حضرت ایوب است و آزمایشی که این پیامبر در آن شرکت می‌کند.
داستان ایوب (ع) مربوط است به مصائب و محنت‌های آن حضرت.

جملۀ بسیط دراز

mailنمونه:
* قیمت اجناس و کالاهای اساسی قیمت‌گذاری‌شده از سوی دولت در شهرهای مختلف به نسبت‌های مختلف کاهش قیمت داشته است. (دارای تکرار قیمت، حشو مختلف)
قیمت کالاهای اساسی که دولت آن‌ها را نرخ‌گذاری کرده، در شهرها به نسبت‌های گوناگون کاهش یافته است.

تعبیرهای دراز و متکلفانه

mailنمونه‌ها:
غیرقابل‌انکار ← انکارناپذیر، قطعی، مسلم
غیرقابلِ‌ِ‌بازگشت ← بازنگشتنی، بازگشت‌ناپذیر
صوت امنیت ← آژیر
چه هنگام؟ ← کی؟
به‌طور سریع ← به‌سرعت
طبق گزارش ← به گزارش
ناآگاه نیست. ← آگاه است.
بدون شک و تردید ← بی‌گمان
قابل حدس زدن ← حدس زدنی
غیرقابلِ‌ِ‌بخشش ← نابخشودنی
خطوطی ترسیم می‌نمود. ← خط‌هایی می‌کشید.
... مورداستفاده قرار نگرفت. ← از ... استفاده نشد. / ... مصرف نشد.
امکان‌پذیر ← میسر، شدنی
روزبه‌روز گسترش بیشتر یافت. ← گسترش روزافزون یافت.
طبق برآوردی که یکی از مهندسان محیطِ‏زیست به عمل آورده به برآورد یکی از مهندسان محیطِ‏زیست

cool

در این صفحه هم اصول نگارش و ویرایش را می‌آموزید و هم خودتان می‌توانید ویرایش کنید.

heart

آوردن جملۀ صله

mailنمونه‌ها:
* مناطقی که در بالای آب کرج قرار داشتند. ← مناطق بالای آب کرج
* کتابی دیگر از او درزمینۀ فقه تألیف شده که شامل 40 مجلد می‌باشد. ← او کتاب فقهی دیگری در 40 جلد تألیف کرده است.

حشو و تکرار

mailنمونه‌ها:
* روش مورداستفاده در این پژوهش روش توصیفی می‌باشد که از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. ← در این پژوهش، از روش توصیفی و تحلیل محتوا استفاده شده است.
* علت کم‌رنگ ‌شدن یا حتی محو معنی در بسیاری از غزل‌های مولوی ناشی از هیجانات شدید عاطفی اوست. ← کم‌رنگ ‌شدن و حتی محو معنی در بسیاری از غزل‌های مولوی ناشی از هیجانات شدید عاطفی اوست.

winkویرایش متن خود را به ویراستارهای ویراویراست بسپارید.

6. تأثیر ترجمه

ترجمه در زبان مقصد، آثاری مثبت و منفی به‌جا می‌گذارد. آثار مثبت آن ناشی از ضرورت کاربرد واژگان و تعبیرهای متنوع‌تر، کوشش در یافتن واژه‌ها و شیوه‌های بیانی تازه و به کار انداختن قوۀ خلاقیت زبانی است. آثار منفی آن نتیجۀ گرده‌برداری در سطح‌های صرفی و نحوی و معنایی، واردکردن عنصرهای قاموسی و دستوری و حتی فرهنگی بیگانه است. الگوهای بیگانه‌ای که زبان مقصد، به حکم خصلت و بار فرهنگی خود پذیرای آن‌ها نباشد، طبعاً به سلامت زبان آسیب می‌رساند. آثار مثبت ترجمه بر توانایی‌های زبان می‌افزاید و آثار منفی آن زبان را به آفت‌های گوناگون و کم‌بنیه دچار می‌کند.
enlightenedآثار منفی ترجمه جلوه‌های گوناگون دارد که شواهد آن‌ها را در زیر ازنظر می‌گذرانیم.

واژۀ بیگانه

واژه‌های بیگانه به دو صورت وارد هر زبانی می‌شوند:
1)     یکی از راه طبیعی و با آهنگ معتدل. در این حالت، واژۀ بیگانه ازنظر آوایی و آرایش واجی و ساخت هجایی با هنجارهای زبان وام‌گیرندۀ همساز می‌شود یا با تصرف اهل زبان، همسازی و هم‌آهنگی می‌یابد و در زبان جا می‌افتد؛ حتی با ترکیب و تعبیرهای اصطلاحی و کنایی با عناصر بومی وصلت می‌کند و تابعیت زبان وام‌گیرنده را می‌پذیرد.
2)     دیگری به تصنع و تکلف و با آهنگی غیرطبیعی و سیل‌آسا که فرصتی برای تحلیل آن‌ها در زبان پیدا نمی‌شود و ازدحام آن‌ها تجانس زبان را مختل می‌کند . ورود واژه‌های بیگانه در همین حالت اخیر است که به زبان لطمه می‌زند.
کاربرد واژۀ بیگانه در برخی از شرایط وجهی ندارد؛ ازجمله در مفهومی که برای دلالت بر آن، واژۀ بومی وجود دارد یا در موردی که تنها وسیله‌ای باشد برای تفاخر و فضل‌فروشی یا ناشی باشد از عقدۀ حقارت. در مواردی نیز که در زبان خودی برای بیان مفهومی، واژه‌ای نتوان سراغ گرفت، مترجمان و مؤلّفان باید بکوشند تا با بهره‌گیری از امکانات ترکیبی یا اشتقاقی، واژه‌های تازه با ساختی منطبق بر قواعد دستوری زبان بسازند؛ به‌ویژه، باید از پذیرفتن الگوهای ساختاری که از آن زبان خودی نباشد پرهیز کرد. بنابراین اهل‌قلم باید در این زمینه، حساسیت نشان دهند و به‌دوراز کاهلی و آسان‌جویی، زبان ملی را برای بیان مفاهیم تازه آماده سازند.
mailمثال‌های زیر بیانگر مطالب گفته شده هستند:
*جرئت ریسک کردن ← جرئت خطرکردن یا جرئت دل به دریا زدن
*حادثه در کوران کار رخ می‌دهد. ← حادثه در جریان کار رخ می‌دهد.
*وزارت بازرگانی را موظف ساخت بر کلیۀ واحدهای تولیدی نظارت و کنترل پراثری را اعمال و متخلفان را به مراجع قضایی معرفی کند.
وزارت بازرگانی را موظف ساخت بر کلیۀ واحدهای تولیدی نظارت مؤثر اعمال و متخلفان را به مراجع قضایی معرفی کند.

smileyویراویراست در ویرایش متن کمک بزرگی به مترجمان می‌کند.

الگوی بیانی بیگانه

زبان در درجۀ اول با الگوهای ساختاری و عناصر دستوری است که تشخص پیدا می‌کند. از میان عناصر قاموسی، همان واژگان بنیادی است که در هویت‌بخشیدن به زبان دخیل است؛ یعنی مجموعۀ واژه‌های بسیطی که با آن‌ها کلمات مرکب و مشتق ساخته می‌شود یا بر مفاهیمی دلالت می‌کنند که هر زبانی، خواه ابتدایی، خواه پرورده و فرهیخته با آن‌ها سروکار دارد. این مجموعه، در هر زبانی، محدود و دارای فهرستی نیم‌بسته است. آنچه از صفا و روشنی هویت یک زبان می‌کاهد ورود عنصرهای دستوری و الگوهای ساختاری و قاموسی بنیادی است.
در حقیقت، صورت و عناصر اصیل زبان است که به آن اصالت می‌دهد. ازاین‌رو، در وام‌گیری الگوهای بیانی بیگانه باید حساسیت بیشتری نشان داد. این الگوها نه‌تنها ساخت‌های زبانی را در سطوح گوناگون از هنجار خارج می‌کنند، با خود عناصری فرهنگی همراه می‌آورند که با فرهنگ اهل زبان ناسازگار است.
enlightenedمثلاً عبارت قالبی «این مشکل شماست» که از This is your problem  اقتباس شده، مهر فرهنگی بیگانه با فرهنگ ما را بر خود دارد. در هر زبانی، واقعیات و اندیشه‌ها و عواطف به بیانی درمی‌آیند که با فرهنگ آن زبان سازگار است و اگر با وام‌گیری الگوهای بیانی ناساز، شیوه‌های نامتناسب با فرهنگ بومی را اختیار کنیم، به یکی از نقش‌های بسیار مهم زبان خدشه وارد کرده‌ایم و آن نقش تاریخی انتقال فرهنگی اصیل است. تقلید از الگوی بیانی بیگانه، بیشتر از ناشیگری در ترجمه برمی‌خیزد و موجب پیچیدگی و تعقید کلام می‌شود.
mailبرای روشن‌شدن این معانی، نمونه‌هایی از الگوی بیانی بیگانه را که به زبان فارسی راه یافته است، در زیر بیان می‌کنیم:
 * جنگ را تجربه کرده‌اند. ← در جنگ شرکت داشته‌اند.
* توضیحی را به‌دست نمی‌دهد. ← چیزی را روشن نمی‌کند.
* تا آنجا که اطلاعات نگارنده اجازه می‌دهد... ← تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد ...

angelبا ویراستار آنلاین ویراویراست، سرعت ویراستاری خود را چندین برابر کنید.

 

شخصیت‌بخشی به اشیا

در برخی از زبان‌ها مانند فرانسوی و انگلیسی، اعمالی که خاص انسان است به اشیا نیز نسبت داده می‌شود. در زبان فارسی، این معنی تنها در حوزۀ شعر یا نوشته‌های شاعرانه دیده می‌شود. در نثر به‌خصوص نوشته‌های منثوری که صبغۀ شعری و ادبی ندارند، شخصیت‌بخشیدن به اشیا متداول نیست.
mail اما این رسم از راه ترجمه در نثر فارسی نیز وارد شده است که مثال‌هایی از آن در زیر آمده است:
* این ستارۀ دنباله‌دار قوانین سایر ستاره‌های دنباله‌دار را اجرا می‌کند. ← این ستارۀ دنباله‌دار تابع قوانین حاکم بر سایر ستاره‌های دنباله‌دار است.
* پیوست این مقاله فهرستی از واژه‌های فارسی را ارائه داده است که در سری‌لانکا به کار می‌روند. در پیوست این مقاله، فهرستی از واژه‌های فارسی ارائه شده است که در سری‌لانکا به کار می‌روند.

blushحتی اگر با اصول ویراستاری و ویرایش آشنا نباشید، ویراویراست با ارائۀ دو مثال در کنار دو پیشنهاد خود، بافت جمله را برای شما توضیح می‌دهد تا بتوانید شکل صحیح کلمه را انتخاب کنید.

 

7. نوآوری کاذب

نوآوری، اگر بجا و مناسب باشد، پسندیده است. بعضی از نوخامگان، برای کسب تشخص، شیوه‌هایی در بیان اختیار می‌کنند که به خیال خود آنان نو و بکر است؛ در صورتی که چنین نیست. نوآوری‌هایی از این دست به‌صورت‌های گوناگون، در آثار خام دیده می‌شود؛ ازجمله سره‌نویسی، کهنه‌گرایی، تکلف علمی و تفنن شاعرانه که دربارۀ هریک از آن‌ها در ادامه توضیح داده خواهد شد:

سره‌نویسی

سره‌نویسی نوعی بیماری زبانی و دهن‌کجی به واقعیت و سابقه و سنت زبانی است و آن بیشتر در اصرار بر طرد عناصری نمودار می‌شود که طی قرن‌ها تحول زبان فارسی از زبان عربی گرفته شده و با زبان ما عجین شده است. این عناصر بار فرهنگی گرانی یافته‌اند و در حوزه‌های متعدد کاربرد زبان، در ارتباط جاری، در شعر و نثر، در زبان محاوره و ادبی و علمی، در شاخه‌های معارف از فلسفه، کلام، عرفان، لوم بلاغی و تجربی، در مجموعه‌های الفاظ و اصطلاحات و در همۀ مصادیق و همۀ اقلیم‌های زبانی نفوذ کرده و جایگزین شده‌اند.

کهنه‌گرایی

عده‌ای از اهل‌قلم، به‌مقتضای سابقۀ آموزشی یا عادت مطالعاتی، با زبان متون قدیم و از آن هم فراتر، با زبان‌های باستانی و میانۀ ایرانی انس و الفت می‌گیرند؛ به حدی که واژه‌ها و الگوهای ساختی منسوخ و مهجور، در نظر آنان همچنان آشنا و مأنوس می‌ماند و در نوشته‌ها و حتی زبان روزمره آن‌ها راه می‌یابد. اما ورود عناصر متروک در زبان موجب دورشدن آن از زبان معیار می‌شود.
کهنه‌گرایی هم در آوردن واژه‌های غریب و ناآشنا مصداق پیدا می‌کند و هم در ساخت‌های صرفی، ازجمله در استفاده از وندهای عقیم و هم در ساخت‌های نحوی.

تکلف علمی

در زبان علمی، کاربرد اصطلاحات خاص هر رشته، برای بیان دقیق مفاهیم ضرورت دارد. در نوشته‌هایی که مخاطبان آن‌ها تنها متخصصان و ارباب فن نیستند، اگر بخواهیم مطلبی را بیان کنیم که به رشته‌ای علمی مربوط است، می‌توان اصطلاحات تخصصی و یا شیوه خاص متداول در زبان علمی را به کار نبرد و مطالب را راحت‌تر بیان کرد تا فهم آن آسان شود.
mail دو مثال زیر حذف چنین الفاظی را بیان می‌کند:
* روند فزاینده و پرشتاب تورم اقتصادی ← تورم روزافزون
* شبکۀ حمل‌ونقل نیز، در خدمت همین فرایند، رشدی ناهمگون و یک‌وجهی را در پهنۀ کشور داشت. ← شبکۀ حمل‌ونقل کشور نیز، به‌مقتضای همین جریان، رشد ناموزون داشت.

تفنن شاعرانه

برای بیان تجربه‌های عاطفی و هنری و مفاهیم متعالی، زبان عادی و تعبیرهای مستقیم کارساز نیست. شاعر، به‌ضرورت برای انتقال کیفیت و حالت باطنی خود، به بیان غیرمستقیم متوسل می‌شود. وی برای انتقال این تجربه‌ها آن‌ها را تنزل می‌دهد؛ ولی در همین رتبۀ نازل نیز ناچار است با شگردهای هنری و یاری‌گرفتن از صور خیال آن‌ها را بیان کند. در نوشته‌هایی که مقصود از آن‌ها بیان تجربه‌های عادی و مفاهیم تعریف‌بردار و افکار تعقل‌پذیر است، به استفاده از زبان شاعرانه و تعابیر غیرمستقیم نیازی نیست. تفنن شعری در این نوشته‌ها سخن را قرین تصنع و حتی خنده‌آور و چندش‌آور می‌سازد. در شعر، به‌ضرورت وزن و آهنگ، سازه‌های جمله در غیر محل عادی و معمول خود قرار می‌گیرند.
mail مثال‌های زیر ناروایی استفاده از تعبیرها و شیوه‌های شاعرانه را در کلام رایج نشان می‌دهد:
* غیرت و مردانگی و فعل خواستن را صرف‌کردن ← غیرت و مردانگی و اراده نشان‌دادن
* او اما سرگرمی‌های خاص خود را دارد. ← اما او سرگرمی‌های خاص خود را دارد.

indecisionتجربۀ ویراستاری آنلاین با ویراویراست را از دست ندهید.

 

8. اشکال منطقی

گاهی در نوشته‌ها به جمله‌هایی برمی‌خوریم که ازنظر دستوری و زبانی درست، اما به لحاظ منطقی دارای عیب و اشکال هستند. گهگاه با جمله‌هایی روبه‌رو می‌شویم که دلالت آن‌ها خلاف منظور نویسنده است و این نارسایی‌ها تنها با توجه به بافت و سیاق سخن یا حدس و فراست خواننده جبران می‌شود.
mailبه مثال‌های زیر توجه کنید:
* اجازۀ نفوذ را از آن‌ها گرفته ← به آن‌ها اجازۀ نفوذ نداده است.
* طبق توافق‌نامه انجام‌گرفته شده ← طبق توافق انجام‌گرفته
* بازیکنان با پیراهن سراسرسفید بازی می‌کنند. ← بازیکنان با لباس سراسرسفید بازی می‌کنند.

9. عبارت‌های نادرست

در بعضی از جمله‌ها و عبارت‌ها، اشکال زبانی و معنایی و منطقی مشاهده می‌شود.
mailنمونه‌ها:
* بچه‌های ما نسبت به بحرین یک برتری نسبی را نشان می‌دهند. (دارای درازگویی، تقلید از الگوی ساختی بیگانه، اشکال منطقی)
بچه‌های ما از بازیکنان بحرین نسبتاً برترند.

 

* این خطا حداقل می‌توانست یک کارت زرد را برای دروازه‌بان داشته باشد. (کاربرد «می‌توانست» به جای «ممکن بود» به تقلید از زبان بیگانه، اشکال منطقی، فعل نامناسب: «کارت زرد برای دروازه‌بان داشته باشد»، رأی زائد)
جریمۀ این خطای دروازه‌بان دست‌کم یک کارت زرد بود.
 
* بلندترین راه‌ها می‌توانند، برخلاف بعد مسافت، کوتاه‌ترین راه‌ها باشند به شرط اینکه از کشش ترافیکی برخوردار باشند. (صفت نامناسب: «بلندترین راه‌ها»، کاربرد «می‌توانند» به تقلید از زبان بیگانه، تعبیر نامناسب: «برخلاف» به جای «به‌رغم» یا «با وجود»، کلمه زائد: «ترافیکی»، کاربرد صیغۀ جمع به جای اسم جنس)
طویل‌ترین راه اگر کشش کافی داشته باشد، به‌رغم بعد مسافت، چه‌بسا کوتاه‌ترین راه باشد. 

 

coolبرای ثبت سفارش ویراستاری با شمارۀ 09020025029 تماس بگیرید.

 

✍️ به‌کوشش شیما صدیقی
📚 کتابنامه:
📖 سمیعی، احمد، 1398، نگارش و ویرایش، چ18، تهران: سمت.

 

 

نظرات

نظر شما در مورد این مطلب چیست؟