درست‌نویسی

درست‌نویسی
درخواست خود را برگزینید و شماره‌تلفن همراهتان را بنویسید تا با شما تماس بگیریم.

درست‌نویسی

 تا نیم‌قر‌ن پیش غلط‌های نگارشی، بیشتر از نوع املای واژگان بود؛ اما اکنون غلط‌ها انواع و گسترش بسیاری یافته است. این تنوع و گستردگی به‌اندازه‌ای است که همۀ علاقه‌مندان به استقلال و بقای زبان فارسی را نگران کرده است. علاوه بر این، آسانی و آموزش‌پذیری درست‌نویسی اهمیت به آن را بایسته‌تر می‌کند. درست‌نویسی برخلاف زیبانویسی یا حتی ساده‌نویسی به امتداد خاصی نیاز ندارد؛ بلکه با مطالعۀ چند مقاله یا یک کتاب معتبر دراین‌باره می‌توان از بیشتر خطاهای زبانی و نگارشی گریخت و درست نوشت. یکی از فایده‌های درست‌نویسی، پاسداری از مرزهای زبان و فرهنگ کهن‌سال ایرانی است. اگر زبان‌ها اصالت و سلامت خویش را وادهند، پیری زودرس گریبان شما را می‌گیرد و ناگهان نه از تاک نشان می‌ماند و نه از تاک‌نشان.
 یکی از عواملی که نویسندگان را با درست‌نویسی سرسنگین و نامهربان کرده است، زیاده‌رَوی‌های گروهی از اهل ادب در این وادی است. این گروه چنان دایرۀ درست‌نویسی را تعیین می‌کنند که پرهیز از غلط‌های رایج و غیر رایج بسیار دشوار می‌شود؛ اما در زبان‌شناسی هوشمند جایی برای چنین افراط‌هایی نیست.  
 این مقاله گزینه‌هایی از درست‌نویسی را در بر می‌گیرد که بیشتر به نویسندگان مقاله‌های علمی در علوم انسانی مربوط شود. پیش از گفت‌وگو دربارۀ درست‌ها و نادرست‌ها لازم است که اندکی از معیارها و سنجه‌های درستی و نادرستی سخن بگوییم:

 سنجه‌های درست‌نویسی

 مرز بین درست و نادرست را به‌آسانی نمی‌توان مشخص کرد. در سال‌های اخیر گرایش‌های زبان‌شناختی دربارۀ درست‌نویسی به میدان آمده‌اند که در بعضی موارد با تجویزهای دستوری هماهنگ نیستند. همچنین بسیاری از نویسندگان صاحب‌سبک این حق را به خود می‌دهند که دربارۀ درستی و نادرستی کلمه‌ها یا کاربردها نظر خود را پیش گیرند.
 زبان حیات اجتماعی دارد و پیوسته در حال دگرگونی است. دگرگونی‌های زبان‌ها به یک اندازه نیست و هیچ زبان زنده‌ای را نمی‌شناسیم که تاکنون تغییر نکرده باشد؛ بنابراین حال که از تغییر گریزی نیست از تصفیه نیز گریزی نیست. در این صفحه هم اصول نگارش و درست‌نویسی را می‌آموزید و هم خودتان می‌توانید ویرایش کنید.

 کارشناسان زبان برای تشخیص‌کاربردهای نادرست از درست در املا و انشای فارسی چهار نمونه را بیان کرده‌اند:

1. نظم و نثر کهن فارسی

اینکه آثار پیشینیان بدون خطاست، دلیل‌‌های بسیاری دارد که یکی از آن‌ها «عصمت اعتباری» است؛ یعنی مبنا این است که هرچه آن‌ها گفته‌اند درست است. پس لازم نیست ثابت کنیم که آنان درست و مطابق قاعده سخن گفته‌اند؛ زیرا خارج از نوشته‌های کهن فارسی، معیار و قاعده‌ای برای سنجش درستی و نادرستی وجود ندارد. آنان خود معیار بودند؛ بنابراین چاره‌ای جز این نیست که بگوییم «درست آن است که آنان می‌نوشتند، نه اینکه آنان درست می‌نوشتند.» به‌این‌ترتیب راه دشوار درست‌نویسی نیز هموار می‌شود. مشکل دستورنویسان، داشتن معیار است و با معیار دانستن متون کهن (عصمت اعتباری) این مشکل نیز حل می‌شود.

 علاوه بر «عصمت اعتباری» درست‌نویسی پیشینیان دلایل و عوامل دیگری نیز دارد؛ مانند توانمندی زبان در روزگاران قدیم و انحصار نویسندگی در میان فرزانگان. راه‌های ورود خطا به زبان فراوان است و بیشتر این راه‌ها در سده‌های نخستین مسدود بوده است. یکی از راه‌های ورود خطا به زبان ناتوانی زبان در عمل به وظیفه‌های خود است. زبان فارسی زمانی گرفتار خطاهای بی‌شمار شد که توان حضور فعال در روزنامه‌ها، کتاب‌های علمی و متن‌های تخصصی را از دست داد؛ پس نیازمند وام‌گیری از دیگر زبان‌‌ها بود و در پی آن دچار هرج‌ومرج شد.

 با وجودی که هرچه در متون کهن آمده، درست است؛ اما درستی کلمه برای کاربرد آن کافی نیست. ممکن است کلمه‌ای درست، اما منسوخ باشد؛ بنابراین میان غلط و منسوخ فرق است. برای نمونه اگر امروزه کسی «تنگبار» را به‌معنای «لامکان» یا «بدست» را به‌معنای «وجب» به کار برد، نزد اهل ادب و زبان متهم به کهنه‌نویسی می‌شود نه غلط‌‌‌نویسی.
 نکتۀ دیگری که دراین‌باره می‌توان ذکر کرد، این است که اگرچه متون کهن خالی از عیب و غلط است، همۀ درست‌ها را پوشش نمی‌دهد؛ زیرا زبان در گذر از سال‌ها درست‌های بسیاری ساخته است که در متون کهن وجود ندارد. در وب‌سایت ویراویراست با ریشه و تاریخ زبان شیرین فارسی آشنا می‌شوید.

2. دستور زبان فارسی

دستور زبان فارسی هویتی مستقل از نظم و نثر کهن فارسی و زبان گفتاری ندارد؛ به همین دلیل برخی از کارشناسان زبان آن را معیار و سنجه‌ای مستقل ندانسته‌اند. آنچه به‌عنوان «دستور» تهیه و تدوین شده است، برگرفته از رفتار کلامی پیشینیان است. با این‌همه «دستور» پس از تحقیق و تدوین می‌تواند معیاری مستقل به شمار آید؛ این استقلال فقط به لحاظ فرم و ساختار است نه محتوا. به هر روی «دستور» یکی از مراجع نویسندگان برای شناخت درست از نادرست است. در بخش مقاله‌های وب‌سایت ویراویراست دانش خود را دربارۀ زبان فارسی افزایش دهید.

3. زبان گفتاری

 این زبان سرکش، آزادی‌خواه و قانون‌گریز است. زبان گفتار تا حدی نه‌تنها به دستور تن نمی‌دهد؛ بلکه دستور و زبان نوشتاری را به پیروی از خود وامی‌دارد.

 آنچه مهم و پایه‌ای است، تعریف زبان گفتاری است. نمی‌توان هر کلمه‌ای را که گروهی از مردم به کار می‌برند گفتاری دانست. کلمه یا کاربردی را می‌توان مردمی و گفتاری شمارد که مردم در خانه و خیابان و مانند آن به کار ببرند؛ نه در انشاهای مدرسه یا نامه‌های اداری یا جلوی دوربین و هنگام سخنرانی. برای مثال هیچ فارسی‌زبانی در خانۀ خود از کلمۀ «درب» استفاده نمی‌کند؛ اما ممکن است بنویسد: «لطفاً جلوی درب خانه پاک نکنید.». اگر کلمه یا کاربردی از یک واژه، تکیه‌کلام گروه یا سن خاصی از مردم نیست؛ بلکه تا اندرونی خانه‌ها رفته است، مخالفت با آن نه فایده دارد و نه لزوم. نویسندگان می‌توانند بنا بر سلیقه و مبنای خود از این کلمه‌ها بپرهیزند؛ اما نمی‌توان آن‌ها را نادرست شمرد. ویراویراست در ویرایش متن کمک بزرگی به نویسندگان می‌کند.

4.  زبان نوشتاری روز

زبان نوشتاری باید صورت مکتوب و ویراستۀ زبان گفتاری باشد و تفاوت مهمی با آن نداشته باشد؛ اما در عمل این زبان مرزهای پررنگی با زبان گفتاری یافته است و زبان فارسی را گاه غنی‌تر و گاه آلوده کرده است؛ به‌ویژه در حوزۀ واژگان. بیشتر واژه‌های نوشتار در گفتار نیز کاربرد دارد و بسیاری از آن‌ها اگرچه در میان مردم رواج نیافته است، بر پایۀ یکی از هنجارهای عمومی زبان ساخته شده است. بسیاری از برساخته‌ها و پیشنهادهای فرهنگستان زبان و ادب فارسی و واژه‌هایی که نویسندگان زبردست بر اساس قواعد زبان ساخته‌اند؛ مانند «گفتمان» و « حافظ‌پژوهی».
 بنابراین واژه‌های زبان نوشتاری دو گونه است: یا میان زبان نوشتاری و گفتاری مشترک است یا مخصوص این زبان است و مردم در خانه و بازار آن را به کار نمی‌برند. گونۀ نخست بیشتر واژه‌های نوشتاری را شامل می‌شود. واژه‌های گروه دوم نیز دو نوع هستند: نوع اول واژه‌هایی است که پشتوانۀ تاریخی یا دستوری دارند؛ مانند «نمود» (به‌معنای کرد)، «می‌باشد»، «به رشتۀ تحریر درآوردن»، «گفتمان»، «بینشمند»، «فرهیخته»، «می‌توان گفت...» و همۀ برساخته‌های فرهنگستان. گروه دوم واژه‌هایی است که نه ریشۀ کهن دارند و نه دستور و از آن‌ها پشتیبانی می‌کند؛ مانند « توسط»، « نوین»، « نگاهی داریم به»، « برای شروع»، « بهادادن» و « قابلِ‌ملاحظه». 
 واژه‌ها و کاربردهایی که ویژۀ زبان نوشتاری است؛ اما نه ریشه در متون کهن دارد و نه مطابق یکی از قواعد دستوری است و نه مردم در گفتارهای روزانۀ خود، استقبال شایانی از آن کرده‌اند، دلیل موجهی برای کاربردشان وجود ندارد؛ مگر آنکه به‌مرور زمان با اقبال مردم روبه‌رو شود. واژه‌های «شرایط» به‌معنای «اوضاع»، «روحانیت» به‌معنای «روحانیان» و ... چنین سرنوشتی دارند. همچنین شماری از واژه‌های نوشتاری که پشتوانۀ تاریخی یا دستوری دارد؛ اما پا به عرصۀ گفتار نگذاشته‌اند؛ مانند «می‌باشد» به‌معنای «است» و «نمود» به‌معنای «کرد». کاربرد این  واژه‌ها در نوشتار اگرچه خطا نیست، خطاگونه است. اگر در جست‌وجوی نرم‌افزار ویراستاری هستید، به بخش ویراستاریِ سامانۀ هوشمند ویراویراست بروید.

✍️ به کوشش شیما صدیقی.
📚 کتابنامه:
📖 بابایی، رضا، 1398، بهتر بنویسیم، قم: نشر ادیان.
برای ثبت سفارش ویراستاری با شمارۀ 09020025029 تماس بگیرید یا وارد این بخش شوید.

 

نظرات

نظر شما در مورد این مطلب چیست؟