زبان اوستایی

زبان اوستایی
درخواست خود را برگزینید و شماره‌تلفن همراهتان را بنویسید تا با شما تماس بگیریم.

زبان اوستایی

همان‌طور که پیش از این گفته شد، زبان‌های ایرانی و هندی با یکدیگر شاخۀ هندوایرانی را تشکیل می‌دهند که خود از شاخۀ بزرگ‌تر یعنی هندواروپایی هستند. از دستۀ زبان‌های هندی، زبان ودایی و جدیدتر از آن سنسکریت مشهورتر از بقیه است. از دستۀ ایرانی در دورۀ باستان دو زبان فارسی باستان و اوستایی، آثار مکتوبی در دست است و از زبان‌های مادی و سکایی تنها به‌صورت تعدادی واژه در متن‌ها بازمانده‌اند. برای آشنایی با مطالب گفته شده مقاله‌های پیشینۀ زبان فارسی، ساختار زبان ایرانی و زبان فارسی باستان را مطالعه کنید.
بر اساس آنچه در مقاله‌های پیشین بیان شد، زبان فارسی باستان، زبانی است که با کتیبه‌هایی بازمانده از دورۀ هخامنشیان به دست ما رسیده است و قدیم‌ترین آن‌ها از داریوش اول (522- 486 ق. م) است. خطی که در این کتیبه‌ها به کار رفته است، به‌دلیل شباهتی که با میخ دارد به خط میخی شهرت یافته است. (پیشنهاد می‌کنیم مقالۀ خط میخی را نیز مطالعه کنید.) فارسی نو از طریق فارسی میانه، ازنظر دستوری و واژگانی با فارسی باستان در ارتباط است و فارسی باستان را به‌نوعی می‌توان، نیای فارسی نو در نظر گرفت.
«زبان اوستایی» زبانی است که «اوستا» کتاب دینی زردشتیان به آن نوشته شده است و برای همین این زبان را «اوستایی» نامیده‌اند. به‌جز کتاب اوستا و اثرهای وابسته به آن، هیچ اثر دیگری به این زبان در دست نیست؛ در خود کتاب اوستا هم اشاره‌ای به نام اصلی این زبان نشده و حتی کلمۀ «اوستا» نیز در متن‌های اوستایی نیامده است. فقط از دورۀ ساسانی و در کتاب‌های پهلوی به کلمۀ «ابستاگ» (abestāg) برمی‌خوریم؛ این کلمه در عربی به‌صورت «ابستا» و «ابستاق» و در فارسی «ابستا»، «اوستا»، «وستا» و ... تلفظ می‌شود. در این کتاب‌ها گاهی زبان اوستا را «زبان دینی» نامیده‌اند. بنا به روایت «اوستا» و کتاب‌های پهلوی، همۀ مطالب این کتاب را «اورمزد» (اهورمزدا) به «زردشت» پیامبر ایران باستان، الهام و ابلاغ کرده است.

در وب‌سایت ویراویراست با ریشه و تاریخ زبان شیرین فارسی آشنا می‌شوید.

همۀ بخش‌های اوستا ازنظر زبانی یک‌دست نیست. بعضی قسمت‌های آن دارای سبکی کهنه‌تر است و ازنظر دستوری با قواعد دستوری صحیح بیشتر مطابقت دارد. علت تفاوت زبانی میان متن‌های اوستایی را می‌توان به دو عامل نسبت داد: یکی اینکه قدمت بعضی از آثار بیشتر از دستۀ دیگر است و دیگر اینکه شاید اختلاف لهجه، میان این دو دسته آثار وجود داشته است.

mailاوستایی که اکنون در دست است، تنها یک‌چهارم کتاب موجود در دورۀ ساسانیان است. اوستای موجود شامل متن‌هایی است که بیشتر در مراسم دینی و عبادی از آن‌ها استفاده می‌شود و آن را به پنج بخش تقسیم می‌کنند: یسْنْ‌ها، ویسْپرَد، وَندیداد، یَشْتْ‌ها و خُرده اوستا.

 تقسیم‌بندی دیگری از متون اوستایی را می‌توان ذکر کرد که بر اساس ویژگی‌ها و قدمت زبانی است و دو گروهِ متون گاهانی و متون اوستایی متأخر را به وجود آورده است. بخش قدیمی‌تر که به‌اصطلاح «گاهانی» خوانده می‌شود، منسوب به زردشت است و زردشتیان برای حفظ سخنان پیامبر خود و احترام به سروده‌های دین‌آور خویش، آن‌ها را سینه‌به‌سینه نقل کرده‌اند؛ این بخش 17 یسن از 72 یسن اوستا را در بر می‌گیرد (یسن 28 تا 34، یسن 43 تا 51 و یسن 53).

mailبخش دیگر اوستا که در برابر بخش «گاهانی» قرار دارد و اوستای متأخر خوانده می‌شود، قسمت بیشتر اوستا را در بر می‌گیرد که آن‌ها را به‌صورت زیر معرفی می‌کنیم:

یسن‌ها: این قسمت از اوستا در اصل 72 فصل دارد که هر فصل را «ها» (صورت اوستایی آن hāiti-) نامیده‌اند. «یسن»  به معنی «نیایش و پرستش» است و همان‌گونه که پیش از این گفته شد، گاهان و یسن‌های 7 فصل در میان یسن‌ها قرار دارند که درمجموع 17 یسن می‌شود و سایر بخش‌ها (48 ها) به‌عنوان متون اوستایی جدید محسوب می‌شود و بیشتر دربردارندة دعاها و نیایش‌هایی است که در آیین‌های مذهبی خوانده می‌شود.

ویسپرد: این بخش از اوستا در معنای «همۀ سروران» شباهت‌هایی با یسن‌ها دارد و در حقیقت پیوستی است بر یسن‌ها و بسیاری از بندهای آن تکرار بندهای یسن‌هاست. ویسپرد شامل 24 فصل است که هریک از فصل‌ها خود دارای چندین بند است و هر فصل آن را به‌اصطلاح «کرده» می‌نامند. ویسپرد همراه با یسن‌ها و به‌خصوص در مراسم دینی نوروز و گاهانبارها که همان جشن‌های شش‌گانة فصلی است، خوانده می‌شود.

وندیداد: لغت وندیداد که صورت قدیم‌تر آن ویدیوداد (vīdaēva dāta) است در اصل به معنی «کسی است که قانونش جدایی و دوری از دیوان» است. وندیداد مجموع قانون‌های طهارتی و گناهان و جرم‌ها و تاوان آن‌ها است که به‌صورت سؤال‌وجواب تدوین شده و دارای 22 فَرْگرد یا فصل است.

یَشت‌ها: یشت ازنظر لغوی هم‌ریشه با واژۀ «یسن» است و معنی آن نیز «پرستش و نیایش» هست. یشت‌ها سرودهایی هستند که بیشتر به ستایش خدایان قدیم ایرانی مانند مهر، ناهید، تیشتر و غیر آن اختصاص دارند و دارای 21 فصل هستند.

خُرده اوستا: مجموعه‌ای است از دعاهای کوتاه خاص مردم عادی زردشتی که آن‌ها را در موقعیت‌های خاصی می‌خوانند، در برابر دعاهایی که خواندن آن‌ها در مراسم دینی خاص روحانیان است. این نیایش‌ها از بخش‌های دیگر اوستا، به‌ویژه یسن‌ها و یشت‌ها گرفته شده است.

* علاوه بر قسمت‌های یادشده، برخی از متن‌های دینی هستند که در آن‌ها عبارت‌ها و قطعه‌های کوتاه اوستایی دیده می‌شود که می‌توان آن‌ها را در ردیف متن‌های اوستای جدید برشمرد. در بخش مقاله‌های وب‌سایت ویراویراست دانش خود را دربارۀ زبان فارسی افزایش دهید.

خط اوستایی

در دورۀ ساسانیان که کوشش بر ایجاد وحدت ایران بود، اقدام‌های زیادی صورت گرفت تا دین زردشتی استوار شود و یکی از آن‌ها گردآوری و ضبط دقیق آثار دینی بود. به همین جهت متن اوستا که ظاهراً تا آن زمان سینه‌به‌سینه نقل می‌شد، به همان صورت که موبدان در یاد داشتند یا درست می‌پنداشتند با اختراع خط جدید تثبیت شد.
خط اوستایی یا دین‌دبیری، یعنی خط دینی، یک خط آوانگار است و نتیجۀ تحول تدریجی یا تکامل یک سیستم خاص خطی نیست؛ بلکه اختراعی است که در دورۀ ساسانیان بر اساس آخرین تحولات خط پهلوی کتابی صورت گرفته است و حتی برخی از نشانه‌های آن عیناً از این خط گرفته شده است. از آنجایی که زردشتیان به ضبط دقیق واژه‌ها پایبند بوده‌اند، نشانه‌های خط اوستایی دربرگیرندۀ تغییرات آوایی است. این خط از راست به چپ نوشته می‌شود و نشانه‌های آن به یکدیگر نمی‌پیوندند (تنها در تعدادی دست‌نویس‌های اوستا برخی نشانه‌ها به یکدیگر پیوسته‌اند). همچنین هریک از نشانه‌ها بیش از یک صورت ندارند و از این رو خواندن آن‌ها ساده است.
تصویری از الفبای اوستایی در زیر آمده است:

✍️ به کوشش شیما صدیقی.
📚 کتابنامه:
📖 اشمیت، رودیگر، راهنمای زبان‌های ایرانی، ترجمۀ حسن رضایی باغ‌بیدی ، ج1، تهران:ققنوس، 1382.
📖 تفضلی، احمد، 1378، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، تهران: سخن.
📖 راشدمحصل، محمد تقی، 1364، درآمدی بر دستور زبان اوستایی: بررسی یسن نهم، تهران: کاویان، شمع فروزان.

 

نظرات

نظر شما در مورد این مطلب چیست؟